(۱)
رسم دلداری ز دور روزگار آموختم
✦خاک پای یار گشتن از غبار آموختم
(۲)
خنده بر لب موج خون در دل به عشق و عاشقی
✦مشربی بوده است کان را از انار آموختم
(۳)
پای خم هرگز نرفتم چشم مستش بس مرا
✦ساغر لبریز کز آن می خمار آموختم
(۴)
طره اش تا حلقه شد در گردنم منصور وار
✦نقش خونین اناالحق پای دار آموختم
(۵)
شمع با پروانه رقصد عندلیب اطراف گل
✦عاشقان را شور و مستی در بهار آموختم
(۶)
خار گشتم یار ترک ام داد کی ترکش کنم
✦دامن گل سخت بگرفتن ز خارآموختم
(۷)
تیشه بر سر کوفتن فرهاد را در بزم عشق
✦درس شرین بود اندر کوهسار آموختم
(۸)
ناله از نی، سوختن از شمع و صبر از خاره سنگ
✦اشک از ابر و نوا از آبشار آموختم
(۹)
عهد گر بشکسته ام یاران مرا تقصیر نیست
✦سست پیمانی و بد عهدی ز یار آموختم
