(۱)
هیچ کس در بزم ما از انجمن بیگانه نیست
✦ادعای برتری منما که آگاهانه نیست
(۲)
زنده بودن عشق و شور زنده گانی داشتن
✦مرده پندارش کسی کو عاشق جانانه نیست
(۳)
مجلس از اغیار خالی نیست ای سلطان حسن!
✦انتظارما ز تو جز خنده ای دزدانه نیست
(۴)
پای بند دانه و دام تو گشتم از ازل
✦با کمند زلف و خالت جای دام و دانه نیست
(۵)
زلف بگشادی و شد زنجیر اندر پای دل
✦بنده ای عشق تو گشتن حاجت ذولانه نیست
(۶)
گوییا در شهر پاشیده است خاک مرده را
✦یک نوای شادی و یک نغمه ای مستانه نیست
(۷)
دست و پا در خون زدن با شور مستان چون یکیست ؟
✦دقتی کن رقص بسمل مستیی میخانه نیست
(۸)
در حریم عشق از جان و جهان باید گذشت
✦عشق بازی راه و رسم و بازی طفلانه نیست
(۹)
ظالما امروز را فرداست فکر چاره کن !
✦هیچ ترسات از خدنگ آه مظلومانه نیست
(۱۰)
محرم اسرار گشت آن کس که از خود وارهید
✦نیست انسان آن که از جان و جهان بیگانه نیست
(۱۱)
سوختم در شعله ی شمع رخ سنگین دلی
✦هیچ پروایش به دل از کشتن پروانه نیست
