(۱)
به دام سرو قد و لاله رخساری گرفتارم
✦به نقد جان دو چشم پرفسونش را خریدارم
(۲)
اگر با سینه ی صدچاک می بینی مکن عیبم
✦شکار ناوک مژگان و چشم شوخ دلدارم
(۳)
چو مجنون سنگ باران گر شوم از کس نمی رنجم
✦که من طعن رقیب و سنگ طفلان را سزاوارم
(۴)
به عشقت سوختم جانا زمن آهی تو نشیندی
✦چو خاکستر شوم اما تو را خاطر نیازارم
(۵)
لب لعلت مریض عشق را معجون گلقند است
✦تعلل تا بکی ای بی مرووت سخت بیمارم
(۶)
به اخلاصم نگر ای نازنین ای آفت جانم
✦اسیرم، بسلم، بیچاره ام اما وفا دارم
(۷)
برو زاهد مکن وعظ و نصحیت بیش ازین دیگر
✦که من از خرقه و تلبیس ابلیس تو بیزارم
(۸)
ملامت کردن فاضل ز بیدردان عجب نبود
✦چه می داند چه داغی بر دل و شوری به سر دارم
پلخمری 19/2/1377
